بروز شده در: 15:52 | 01/12/1388
اخبار لحظه به لحظه تهران
راديو محله
  شهر و اجتماع
در شهر
 کمیسیون عمران مجلس به افزایش بودجه مترو 13 شهر رای داد
 نخستین جشنواره خواهر و برادر با شعار «عاطفه خواهری، مهر برادری»
 همکاری شهرداری و وزارت بهداشت نوید بخش ارائه خدمات مناسب است / تاکید بر مشارکت حداکثری شهروندان
 ملت بصیرت اجتماعی ، همگرایی و عقلانیت دینی خود را به نمایش گذاشت
 همایش تهران می تواند راهگشای دغدغه های روابط عمومی ها باشد
 تهران ؛ میزبان برترینهای هنر هشتم
 منطقه 22 به قطب گردشگری تهران تبدیل می شود
 نخستین اجرای طرح پایلوت دوچرخه سواری تهران در منطقه 8 افتتاح شد
 شکیب : برای توسعه مترو در سال آتی 860 میلیارد تومان اعتبار در نظر گرفته شده است
 راه اندازی مرکز فوریت های پزشکی شهرداری تهران با شماره 1842
 آقامیر ؛ رییس سازمان ورزش شهرداری تهران شد
 10 میدان میوه ‌و ‌تره ‌بار دهه ‌فجر راه‌اندازی می‌شود / اجرای تکنولوژی تبدیل زباله به برق در تهران
 قالیباف: در سازمان میادین به دنبال حذف واسطه ها در عرضه محصولات کشاورزی هستیم
 گسترش فرهنگ کتابخوانی با شبانه روزی شدن کتابخانه ها
 طرح دوام در محله کن اجرا شد
 افزایش شبکه فیبر نوری تهران به مرز 500 کیلومتر تا پایان سال
 دریافت مجوز برای دوره جدید طرح فروش متری مسکن
 هر روز که بگذرد هزینه های ساخت مترو بالاتر می رود
 شبانه روزی کردن کتابخانه‌ها با استقبال شهروندان مواجه خواهد شد
 قبض‌هاى گاز زرد،آبى وقرمز به خانه‌ها مى‌آيد
 گرمابه زهره در منطقه 17 بازار میوه و تره بار می شود
 با احداث تونل توحید مشکل ترافیک گیشا حل می شود
 افتتاح 2 پروژه بزرگ شهری در غرب و شرق تهران تا یک ماه آینده
 تونل توحید از دانش مهندسی بالایی برخوردار است
 مرکز پژوهش‌ها: شهرداري؛ تنها متولى مترو
 اوضاع راهنمایی و رانندگی بی سامان شده
 پروژه های اجرایی محدوده بازار بررسی شد
 تندیس مشاهیر ایرانی در منطقه 11 نصب می شود
 خدمات محله ای در شمال شرق تهران گسترش می یابد
 نیازمندان جنوب شرق تهران زیر پوشش طرح هبه قرار می گیرند
 تونل توحید از ایمن ترین نقاط شهر تهران است
 مردم فریب تخریب‌ ها را نخواهند خورد / تونل توحید هیچ مشکلی ندارد
 شورای شهر ساختار سازمانی و منابع مالی HSE را مشخص می کند
 رعایت استانداردها در ساخت موتورسیکلت ، آلودگی صوتی را کاهش می دهد
 قاليباف اهانت به ساحت امام راحل (ره) را محكوم كرد
 با ارتقای توانمندی خود از فرصت بزرگی به نام تهران بهره مند شوید
 نصب دستگاه های جدید تفریحی- ورزشی ویژه 2 تا 100 ساله ها
 ديواره موقت كنار پروژه توحيد توسط شهردارى تهران ريخته است
 قالیباف: آماده ارائه تجربیاتمان در خصوص مترو هستیم
 پیاده روهای خیابان حرم حضرت عبدالعظیم(ع) سنگفرش شد
فتوژورنالیسم چیست؟
زمان: ۲۷/۰۸/۱۳۸۶ | ۲:۵۰:۵۹ بعدازظهر

سه تعریف رایج درباره فتوژورنالیسم وجود دارد:

1 - هنرى است كه براى قصه گویى عكاسانه به كار گرفته مى‌شود تا زندگى را مستند كند. پدیده‌اى جهانى است و به همه مربوط است و از محدودیت‌هاى زبانى و فرهنگى عبور مى‌كند. فتوژورنالیسم ما را به عكس‌هایى ارجاع مى‌دهد كه یك داستان را بیان مى‌كند؛ مثل عكس‌هایى كه در رسانه‌هاى خبرى مى‌بینیم یا مجلات، گاه‌نامه‌ها یا هفته‌نامه‌ها. این عكس‌ها مى‌تواند دربر گیرنده‌ى عكاسى مستند، عكاسى تبلیغاتی، عكاسى در صحنه، عكاسى ورزشی، زندگى جارى‌، علایق انسانى و به تصویر كشیدن شیوه معاصر و رایج زندگى باشد. اما نكته‌ى مهم در این بخش این است كه در فتوژرنالیسم روایت عكس مقدم بر قضاوت است، یعنى باید عكس، دیگران را به قضاوت بكشد، پس لازم است به عكاسان خبرى گفته شود: سعى نكنید قضاوت خود را به عكس القا كنید. در این فتوژرنالیسم، عنوان یا مضمون مقدم بر عكس است و باید به این‌كه مخاطبان و بینندگان و كسانى كه داورى مى‌كنند كمك كند تا خودشان داستان یا ماجرا را كشف كنند.

2 - ژورنالیسمى است كه داستانى را از طریق تصاویر بیان مى‌كند. مى‌توان این‌طور برداشت كرد كه در ذهن غربى‌ها، فتوژرنالیسم تك‌فریم نیست؛ به همین علت است كه همیشه یك فیچر یا گزارش تصویرى جداگانه دارند و یك تك فریم؛ كه تك فریم درواقع اوج گزارش تصویرى آن‌هاست.

3 - تعریف آخرى كه از فتوژورنالیسم مى‌توان عنوان كرد این است كه بگوییم شكلى ویژه‌ از ژورنالیسم است كه تصاویرى را خلق مى‌كند تا داستانى خبرى را بازگو كند؛ هرچند معمولا این‌طور فهم مى‌كنند كه اصل بر تك‌فریم است، در حالى كه اینطور نیست. در حالت عام‌تر هم به مطالب بسیار مهم و جدى كه عكاسى شده است گفته مى‌شود.

رابطه‌ عكاس و خبرنگار:

رابطه‌ى عكس و خبرنگار از چه قرار است؟ این یك پرسش كلیدى است كه باید در رسانه‌هاى ما تكلیف آن روشن شود و هم خبرنگار و هم فتو ژورنالیست هر دو بدانند كه چگونه و با چه نقش هایى باید سروقت یك سوژه بروند. فرضا اگر هم عكاس و هم خبرنگار براى پوشش حادثه‌ى انفجار در یك فرودگاه در محل حاضر شوند، كدام یك كار خبرى را و در چه وضعیتى انجام مى دهند؟ آیا فتوژورنالیست مى‌تواند به توصیه‌هاى خبرنگار گوش نكند و خودش از هرچه خواست عكاسى كند؟ آیا گزارش‌گر مى‌تواند به نیازهاى توصیفى عكسى كه فتوژورنالیست مى‌گیرد بى‌توجه باشد؟ آیا مى‌شود عكس و عكس هایى را روى میز سردبیر گذاشت و گفت نمى‌دانیم چه شرح عكسى باید برایش نوشت و یا مثلا خبرنگار بگوید من اصلا آدم‌هاى این عكس را ندیدم و نمى‌دانم كه هستند. اگر قرار باشد تیمى به لبنان برود، چه كسى باید لیدر كار باشد؟

پاسخ به این سووالات فقط گوشه‌اى از جهان روزنامه‌نگارى و فتوژرنالسیم است. به نظر من فتوژرنالیسم در بستر ژورنالیسم قد كشیده است و حالا تبدیل به یك پاى ثابت و كار خبرى مستقل شده است.

رویداد و خبر:

خبر(News) ساختار خاصى دارد و هر آنچه در سطح جامعه جاریست، الزاما خبر(News) نیست، اما رویداد (Event) است.

هر رویدادى را نمى‌توان به خبر تبدیل كرد؛ مگر آنكه داراى ارزش خبرى (News Values) باشد.

رویدادها در دنیاى واقعى رخ مى‌دهند و به محض اینكه به خاطر داشتن ارزش‌هاى خبری، از سوى روزنامه نگاران انتخاب مى‌شوند و به دنیاى رسانه‌یى انتقال مى‌یابند به آنها خبر مى‌گوییم. پس رویدادها متعلق به دنیاى واقعى و خبرها متعلق به دنیاى رسانه‌یى هستند. بنابراین به یاد داشته باشید كه رویدا و خبر دو پدیده مجزا هستند: رویداد(Event) و خبر (News).

به‌عنوان مثال، همین كارگاه آموزشى امروز ما یك رویداد (Event) است و زمانى مى‌تواند به یك خبر (News)تبدیل شود كه خود را به دنیاى واقعى رسانه برساند و مثلا همین ایسنا آنرا تبدیل به خبر كند.

با این تفاصیل مى‌توان گفت در دنیاى واقعى n رویداد (Events) وجود دارد، ولى نمى‌توان n خبر تولید كرد؛ چرا؟

چون اولا همه‌ى رویدادها داراى ارزش‌هاى خبرى موردنظر روزنامه‌نگاران نیستند و علاوه بر این، هیچ رسانه‌یى به استثناى اینترنت نمى‌تواند همه‌ى رویدادها را – چه با ارزش و چه بدون ارزش هاى خبرى – در خودش جا بدهد.

من همین مساله را به فتوژورنالیسم تعمیم مى‌دهم، از بین صدها عكس شما فقط تعداد اندكى از فریم‌هایتان براى رسانه‌هایى كه در آنها كار مى‌كنید، كاربرد دارد و انتخاب آن هم با ملاك‌هاى مبتنى بر ارزش‌هاى خبرى صورت مى‌گیرد.

پس بنابراین، براى تبدیل شدن هر رویدادى به خبر محدودیت‌هایى وجود دارد.

ارزش‌هاى خبرى:

ارزش‌هاى خبرى معیارهایى هستند در دست روزنامه نگاران براى تعیین رویداد‌هایى كه باید به خبر تبدیل شود. اجاز بدهید همین جا تاكید كنم كه تبدیل رویداد به خبر، امرى ارادى نیست و وابسته به همین ارزش‌هاى خبرى است.

در همین جا باید اضافه كنم كه كار عكاس خبرى تفاوتى با یك روزنامه‌نگار ندارد. عكاس هم باید از رویدادى عكس بگیرد كه داراى ارزش‌هاى خبرى باشد.

براى نمونه لازم از چند مثال ذكر كنم:

در یكى از مسابقات فتو ژورنالیسم سال 2005 عكس برنده اول، مربوط به یك مادر بود كه فرزندش را در‌ آغوش داشت و فرزند دیگرش هم در كنارش بود، جایى آتش سوزى شده و كف‌هاى كپسول ها و تانكرهاى آتش‌نشان‌ها در هوا پراكنده شده بود و عكس این‌گونه نشان مى‌داد كه مادر بچه‌ها را در پناه خود در امان نگاه داشته است.

عكس دوم لانگ شاتى بود با یك سرباز در میانه‌ى عكس و پس‌زمینه‌ى شات هم جمعیتى بر روى تپه‌.

عكس سوم هم یك كادر كلوزآپ نصفه و نیمه بود از صورت یك كوهنورد در ارتفاعات ، كه قطرات عرق روى صورتش یخ بسته است.

چرا این عكس‌ها بین هزاران فریم عكس، برگزیده مى‌شوند؟ فقط به یك دلیل مشترك:

چون مناسب‌ترین لحظه‌ى ممكن انتخاب شده و در هر سه سوژه یك تلاش انسانى نهفته است.

به عبارت بهتر، هیات ژورى آن مسابقه معیار حضور عامل انسانى رد سوژه‌ها را اصل گرفته بود و من اینجا كارى به درست و غلط بودن انتخاب‌ها ندارم و نكته‌ام این است كه فلسفه و علم فتوژورنالیسم در دنیاى ارتباطات گونه به گونه و ژانر به ژانر تعریف شده و مورد استفاده قرار مى گیرد؛ اما ما در ایران نه تنها در این زمینه با فقر ادبیات مواجه هستیم، بلكه در دنیاى حرفه اى هم با موارد مبهم فراوانى سروكار داریم و این وظیفه نهادهاى آموزشى و صنفى و رسانه اى است كه این كمبودها را هر چه سریعتر رفع كنند؛ این كمبودها و ابهامات را باید طبقه بندى كرد و برایشان راه حل یافت و با شناختى كه از فضاى حرفه اى فتوژورنالیسم در ایران دارم؛ با توان اكادمیك و تجارب حرفه اى موجود مى توان به حل این مسائل همت گماشت و باید برایش برنامه ریزى كرد.

اجازه بدهید در مورد یكى از مسائل مبتلا به اخلاق حرفه اى جهانى این بحث مثالى بزنم. چند وقت پیش یكى از دوستان براى من ایمیلى زده بود كه در قالب طنز حاكى از همین سئوال اخلاقى فتوژورنالیسم بود، در آن ایمیل كه به زبان انگلیسى بود و احتمالا بین فتوژورنالیست‌هاى دنیا رد وبدل شده بود، آمده بود كه اگر جرج بوش در یك رودخانه پرتلاطم افتاده باشد و در حال غرق شدن دست و پا بزند، شما چه مى كنید؟

و بعد به اندازه دو سه پاراگراف جاى خالى گذاشته بود تا خواننده ایمیل پاسخ را نبیند.

پاسخ از دید یك فتوژورنالیست، لابد باید یكى از این دو گزینه باشد: عكس بگیرد یا دوربین را بیندازد و نجاتش دهد‌؟

ولى در آخر سر در این ایمیل به جاى پاسخ این پرسش آمده بود: سیاه و سفید مى‌گیرید یا رنگى!؟

مضمون این‌ ایمیل شوخى بود، اما درواقع اشاره اى است به همان پرسش و بحث‌ بزرگ قدیمى.

حتما شنیده اید كه بعضى ها در اشاره به عكس معروف شلیك پلیس سایگونى به سر آن ویت‌كنگ مى گویند كاش عكاس با دوربینش روى دست او مى كوبید تا شلیك به خطا برود و به سر آن فرد اصابت نكند.

برگردم به بحث ارزش هاى خبرى:

اولین ارزش خبرى دربرگیرى (Impact) است : اگر رویدادd به جمع زیادى مربوط باشد، ارزش خبرى دربگیرى دارد و باید آن‌را انتخاب كرد و تبدیل به خبر كرد و از آن عكس گرفت .

مثلا اگر برق یك منطقه از شهر برود مهم نیست، ولى اگر برق كل شهر قطع شود، ارزش خبرى دارد؛ مثل قطعى برق تارخى نیویورك. یا مثلا دربرگیرى سقوط یك هواپیما بیشتر از تصادف دو اتومبیل است زیرا تعداد تلفات هواپیما بیشتراست.

دومین بحث در ارزش خبرى كشمكش (Conflict) است. یكى از عكس‌هاى مشهور دنیا، افتادن رونالد ریگان از پله‌هاى هواپیما و زمین خوردن او بود؛ اهمیت عكس در این بود كه كشمكش دارد، یك رئیس جمهور موقع بالا رفتن از هواپیما نباید زمین بخورد.

كشمكش انسان با انسان، فرد با گروه، گروه با گروه، جنگ‌، انسان با طبیعت مثل همان عكس كوهنورد از نمونه مثال‌هاى این بحث است.

نكته‌ى سوم در بحث ارزش‌ خبری، شهرت (Prominency) است. شهرت به طریقى با دربرگیرى در ارتباط است. افراد مشهور بیشتر مورد عكاسى قرار مى گیرند و خبرهاى بیشترى هم درباره شان به چاپ مى رسد

چهارمین بحث در این زمینه ارزش خبرى مجاورت است كه هم معناى جغرافیایى دارد و هم معناى معنوى.

مثلا بوسنى هرزگوین از نظر جغرافیایى به ما نزدیك نیست، ولى براى ما معنا دارد، چون هم كیش هستیم؛ یا مثلا موضوعات خبرى نظیر فلسطین. موضوع افغانستان و عراق و خلیج‌فارس از این لحاظ براى روزنامه نگاران ایرانى حائز اهمیت است، هرچند روزنامه نگاران ایرانى متاسفانه خودشان در این رویدادها حضور ندارند و عكس‌هاى آن‌ها را از AP یا از AFP و سایر آژانس هاى عكس مى‌گیرند. در خبر هم همین طور است، مثلا تحلیل سیاسى تاجیكستان را از روتیرزو آسوشیتد پرس مى‌گیرند. شاید دلیلش این باشد كه روزنامه‌نگاران و فتوژورنالیست‌هاى ایرانى خیلى مواقع از این ارزش مجاورت غافل مى‌شوند.

بحث دیگر در ارزش خبری، تازگى (Timeliness) است. این یكى از بى‌رحمانه‌ترین فاكتور‌هاى عكاسى خبرى و خبرنگارى در دنیاست. تازگى یعنى هرچه كوتاه بودن زمان وقوع رویداد تا زمان انتشار آن؛ كه هرچه این زمان كوتاه‌تر باشد، عكاس و خبرنگاربرنده‌تر خواهند بود و به‌عبارت بهتر، خبرشان و یا عكسشان براى مخاطبان تازه تر خواهد بود.

بحث فراوانى تعداد و مقدار هم یك ارزش خبرى دیگر است كه مى توانید آن‌را همان دربرگیرى یا فراگیرى قلمداد كنید و به عبارت بهتر، هرچه عدد و رقم در هر رویدادى بالاتر باشد، به جمع بیشترى از مخاطبان مربوط مى شود؛ مثلا یك مسابقه ورزشى با صد هزار بیننده طرف توجه بیشترى قرار مى گیرد نسبت به یك مسابقه با هزار بیننده.

فتوژورنالیست‌ها باید این ارزش‌هاى خبرى را كاملا بشناسند و كتاب‌هاى منتشرشده در حوزه‌ خبر را بخوانند. عكاس خبرى اگر كار خودش را بلد باشد، همیشه به دنبال این هفت ارزش خبرى است؛ ولى اگر كاملا حرفه‌یى باشد، هیچ وقت به این ارزش‌هاى خبرى به صورت منفرد و جداگانه نگاه نمى‌كند. ارزش‌هاى خبرى كلیتى است كه قابل جدا شدن نیست و در هر رویدادى مى تواند تركیبى از این ارزش‌ها با شدت و ضعف وجود داشته باشد. مثلا عكس برنده طاهركناره در ورلد‌پرس‌فتو از زلزله‌ى بم كه پدرى دو فرزندش را در آغوش دارد، شهرت ندارد، اما كشمكش دارد، استثناء دارد.

به نظر من یكى از پایه‌هاى اصلى عكاسى و عكاسى خبرى این است كه اگر فتوگرافر و فتوژورنالیست ادبیات رشته‌ خودشان را نشناسند، ارتباط گران موفقى نخواهند شد و ادبیات این رشته، تاحدود زیادى همان ادبیات روزنامه‌نگارى است؛ البته بحث‌هاى نشانه شناسى و ارتباطات را هم نمى‌توان نادیده گرفت. به گمان من حتما باید جنبه‌هایى ازعناصر خبرى و ارزش‌هاى خبرى باید در عكس هاى خبرى باشند تا به عكس ها اهمیت و ارزش بدهند

عناصر خبرى:

عناصر خبرى اسكلت یك رویداد را مى سازند، ولى ارزش هاى خبرى به رویداد قدر و قیمت مى دهند. در مورد عناصر خبرى باید بگویم كه یعنى اینكه چه چیزى رخ داده (What) و ماجرا چیست؟ كجا (Where) این رویداد رخ داده است؟ چه وقت و كى (When) این اتفاق افتاده است؟ و یا چه كسى یا كسانى و یا چه نهادهایى (Who) مسبب آن بوده اند؟ چرا (Why) یك رویداد رخ داده - كه داراى اهمیت تحلیلى است - و چطور(How) رخ داده است كه داراى اهمیت تصویرى است.

این‌ها عناصرى هستند كه در خبر لازم است وجود داشته باشند؛ اما در عكس خبرى چطور؟ آیا مى‌توان به این عناصر در عكس پاسخ داد؟

در عكس هاى خبرى معروفى كه از رویدادهاى سومالى گرفته شده بود و در آن كشاندن جنازه‌ى خلبان آمریكایى در خیابان‌ها توسط مردم گرفته شده بود به‌ همه‌ى این عناصر پرداخته شده بود. اسم عكاس را در ذهن ندارم، ولى معروف شده بود به مرد نامرئى.

در این‌جا لازم است دوباره یادآور شوم كه ارزش‌هاى خبرى مربوط به انتخاب سوژه است، ولى عناصر خبرى براى ارایه‌ى سوژه هستند. و باز یادآورى كنم در هیچ جاى دنیا تامل تعمدى عكاس روى سوژه پذیرفتنى نیست، هرچند در ایران به شدت رایج است.

مرام‌نامه هاى عكاسى خبرى:

تاكید مى كنم طبق مرام نامه هاى معتبر بین المللى وظیفه عكاس روایت است نه گزارشگرى القایى.

من درسال 74 كتاب‌ "خبر" را نوشتم با پیوستى كه آن‌را دوست دارم. آن پیوست اصول اخلاقى بین‌المللى خبرنگارى است. متاسفانه هنوز در ایران مرام نامه‌ هاى اخلاقى نداریم. نه دیده ایم و نه بلدیم. بعضى موارد وجود دارد كه از نظر خبرى در دنیا ممنوع است؛ ولى در ایران كاملا رایج است.

علاوه بر این، به غیر از مرام‌نامه‌ هاى جهانى اكثر روزنامه هاى مطرح دنیا هم مرام‌نامه ها و اصول اخلاقى مخصوص خودشان را دارند كه درواقع حكم رمز‌هاى رفتارى و راهبردى را براى آنها دارد. در این مقررات خیلى چیزها یادآورى مى‌شود؛ مثلا در مرامنامه شیكاگو تریبیون حتى ذكر شده است كه یك روزنامه‌نگار نمى‌تواند براى یك روزنامه‌ى دیگر شرح عكس بنویسد.

در این موارد اخلاقى عكس گرفتن از حریم شخصى افراد ممنوع است و نمى‌توان مثلا از مادرى كه در سوگ از دست دادن عزیزش نشسته یا مى‌گرید، عكاسى كرد؛ مگر این‌كه خواسته‌اى عمومى باشد؛ اما در ایران این كار انجام مى شود. یا مثلا شما به خوبى مى دانید كه وقتى یك فریم عكس را از پایین از یك سوژه بگیرید، او را با اقتدار به نمایش در مى‌آورید، ولى وقتى این فریم را از روبه‌رو و در ارتفاع برابر با سوژه بگیرید، سوژه مورد نظر شما مثل دیگران به نظر مى‌رسد، اما اگر از یكجاى بلند عكس را بگیرید، سوژه كوچك به نظر مى‌رسد.

مرام‌نامه مى‌گوید كه سعى كن در عكاسی، مضمون و عنوان، مقدم برعكس و عكاسى باشد و در واقع فتوژورنالیست باید با عكسش كمك كند به بینندگان و مخاطبان تا داستان را خودشان كشف كنند و خودشان قاضیان صحنه شوند.

بقیه ماجرا هم به اخلاقیاتى برمى‌گردد كه مربوط به انجمن معروف NPPA انجمن عكاسان سراسرى است.

برخى توصیه هاى NPPA از این قرار است:

1 - دقیق و جامع باش؛ در بازنمود سوژه‌ها، دخل و تصرف نكن و براساس میل خودت نساز.

2 - اجازه نده فرصت‌هاى عكاسی، در كار شما دخل و تصرف كنند؛ یعنى كسى نباید به شما بگوید من فلان كار را انجام مى‌دهم و تو عكس بگیر.

3 - مهم‌ترین اصل این است كه رویداد را كامل ارایه كنید و فرامتن، یا بافت حاكم بر فضاى عكاسى را در منتقل كنید. از كلیشه‌ها‌ پرهیز كند؛ مثل یك سرى كلیشه‌هاى عكاسی، مثل غلبه‌ى ترس‌، غلبه‌ى خشونت، اینها درست نیست به خصوص اصرار عجیب بر غیرعادى عكاسى كردن نوعى دخل و تصرف است. چه كسى گفته است كه انتخاب غیرعادى‌ترین زاویه ها بهترین نوع عكاسى است؟

حتى اگر این قاعده عجیب را پذیرفته اید، لااقل استریوتایپ هاى دیگران را نكنید و از كلیشه‌ها پرهیز كنید. كلیشه‌سازى نكته‌ى مهمى است و تنها زاویه‌ى دید نیست. آیا حق داریم در صحراى غربى عكاسى كنیم و فقط با چریك‌هاى پولسیاریو عكاسى كنیم، این حق را نداریم. آیا اگر به جبهه‌ى جنگ رفتیم، فقط طرف قربانى را باید عكاسى كنیم، یا طرف دیگر را هم باید عكاسى كرد؟ اخلاق حرفه‌یى مى‌گوید از این‌كه فقط با افراد و گروه‌هاى خاص در عكاسى سروكار داشته باشید، شدیدا بپرهیزید. درواقع خودتان را اسیر نگاه گروه یا شخص نكند تا او به شما بگوید كه از كجا عكاسى كنید. كارى كه بسیارى از شما انجام مى دهیم.

4 – اخلاق حرفه‌یى مى‌گوید خودت را به رسمیت بشناس و از جانبدارى و تعصبات شخصى در عكاسى بپرهیز. اگر شما از یك سوژه‌ خوشتان نمى‌آید این را به مخاطبان القاء نكنید. سخت است؛ ولى باید بپرهیزید.

5 - با همه سوژه‌ها با احترام و شان انسانى رفتار كنید. ملاحظه‌ى ویژه‌اى نسبت به سوژه‌هاى آسیب‌پذیر به خرج دهید. منظور از آسیب‌پذیرى تنها جنبه فیزیكى آن نیست. شاید كسى جهالت خود را در جلوى دوربینتان به نمایش درآورد؛ اصرار نداشته باشید تا آن را طعمه قلمداد كنید. پس نسبت به سوژه‌ها ملاحظه‌ى ویژه‌اى به خرج دهید و نسبت به قربانیان جرائم و یا تراژدى‌ها مهربان باشید. یعنى رحمِ خودتان را نسبت به قربانیان تراژدى فراموش نكنید و از همه مهم تر، تنها زمانى حریم شخصى را افشا كنید كه عموم مردم نیاز به این كار دارند و ضرورت دیدن این صحنه قابل دفاع باشد.

6 - ‌وقتى از سوژه‌اى عكاسى مى‌كنید، عمدا به سوژه كمك نكنید و عمدا تغییراتى را به صحنه اتفاق اعمال نكنید. به دیگر زبان، هیچ نوع از نفوذتان را بر روى رویداد اعمال نكنید. و این یعنى عدم مداخله عكاس در واقعیت.

7 – نكته مهم بعدى ادیت عكس است. در ادیت، باید تمامیت عكس حفظ شود؛ یعنى شاید در یك جایى لازم باشد كراپ كنید، اما باید توجه كنید كه كراپ كردن، بر تمامیت عكس اثر مى‌گذارد یا نه؟‌

ادیت عكس باید طورى صورت گیرد كه به تمامیت عكس‌ها آسیبى نزند و به محتوا و فضاى حاكم بر عكس را هم آسیبى وارد نكند. به هیچ وجه در عكس دست كارى نكنید. چیزى را به عكس اضافه نكنید و سندیت آن را تغییر ندهید و به عبارت بهتر، آن‌را مخدوش نكنید؛ چون بینندگان را گمراه مى‌كند و سوژه را خدشه‌دار.

8 - به هیچ منبعى پول نپردازید؛ چه به منبع و چه به سوژه. یا به صورت مادى پاسخ لطفشان را ندهید. حتى در ازاى اطلاعاتى كه به شما مى‌دهند و یا مشاركتى كه براى رسیدن به سوژه انجام مى‌دهند.

9 - كادویى را نپذیرید، لطفى را نپذیرید. غرامت را هم نپذیرید. از كسانى كه ممكن است در پوشش خبرى و عكاسى ما اثر بگذارند، هیچ چیزى نپذیرید.

10 - هیچ وقت عمدا در مسیر روزنامه‌نگار دیگرى سابوتاژ و خرابكارى نكنید. رقابت باید منصفانه باشد و ایده‌آل این است كه فتوژورنالیست تلاش كند براى دفاع از حق دسترسى براى همه همكارانش.

نكات مهم :

نكته اول: یكى از نكات مبتلابه عكاسى خبرى تحولات تكنولوژیك در ابزارهاى عكاسى است. موبایل‌هایى كه با دقت 5 مگاپیكسل عكاسى مى‌كنند یا دوربین‌هاى فول اتوماتى كه امروز در بازار وجود دارند، چه تاثیراتى بر عكاسى مى‌گذارند؟ این‌ها چه تاثیرى بر مرزهاى موجود میان عكاسان آماتور و حرفه‌یى مى‌گذارند؟

امسال یكى از بى‌رونق‌ترین دوره هاى عكاسى‌هاى در مسابقات المپیك زمستانى ایتالیا بود، چرا؟ چون موبایل به دست‌ها، دوربین به دست‌ها و به طور كلى آماتور‌ها و بلاگرها پیش از آن‌كه عكاسان حرفه‌یى بخواهند از پیست‌ها و كوه‌ها پایین بیایند، عكس‌ها را برده و لود هم كرده بودند آماتورها امسال حتى به آژانس‌ها هم ضربه زدند. پس به عنوان فتوژورنالیست باید تحولات تكنولوژیك در ابزارهاى عكاسى را و تاثیرات آنها را بر كارتان تعقیب كنید.

نكته دوم: نكته مهم دیگرى كه مى خواهم به آن اشاره كنم بحثى است كه به عكس و تكنولوژى كارى ندارد و آن فرامتن عكاسى است. در عكاسى خبرى باید به فرامتن عكس جداگانه نگاه كنیم. الزاما بهترین عكاس آن نیست كه به یك آژانس خارجى بپیوندند؛ هرچند در تفكر ایرانى این است كه اگر كسى عضو فلان آژانس شده پس عكاس خوبى است. پرسش من این است كه آیا اگر كسى جزو یك آژانس بین المللى عكاسى شده است، الزاما عكاسى‌اش هم ارزشمند شده است؟ خیلى از عكاسانى كه به آژانس ها مى پیوندد به تدریج و گاه ناخواسته به كادربندى‌هایى كشیده مى شوند كه آژانس آنها را مى خواهد. به عبارت دیگر در نظر گرفتن فرامتن عكس یعنى این‌كه مخاطبان را به نگاه مورد نظر آژانس ها نفروشیم. مگر مى‌شود براى مثلا یك آژانس آمریكایى عكس كاركرد و برایش عكس هاى نظامیان آمریكایى كشته‌ شده در جنگ عراق را فرستاد؟ شما همگى عكاس هستید، آیا حتى یك فریم عكس از یك نظامى آمریكایى كشته‌ شده در سال‌هاى جنگ عراق را دیده اید، یا در جریان اشغال كویت را، مگر از كشته‌هاى آمریكایى عكسى در دنیا گرفته نشده است؟ چرا حتما گرفته شده اما مخابره نمى شود

نكته سوم: فعال باشید مثل یك دانشجوى روانشناسی، جامعه شناسى. مگر مى شود كسى فتوژورنالیست باشد؛ ولى كتاب روانشناسى و جامعه شناسى نخواند.

باورش سخت است كه بدون مطالعه‌ در این حوزه‌ها، از عكس چیزى بیرون بیاید. در این صورت قول مى‌دهم كه اگر دوربین را بیندازید و صبح بروید و بعداز ظهر بیایید، اتفاقى رخ نمى‌دهد. باید مثل یك دانشجوى رشته سیاست و هنر و غیره اطلاعات كسب كنید. روانشناسی، جامعه‌شناسی، سیاست و هنر تعمدى است، چون یكى از جنبه‌هاى عمومیدر عكاسى خبرى است و یكى از جنبه‌هاى پركشمكش پشت صحنه است. لازم است بدانید با چه منظورى یك گفت‌وگو انجام مى شود. مساله مهم دیگر بعد هنرى قضیه است. به صرف این‌كه من دوربین در دست گرفتم، عكاس نمى‌شوم. ولى در یك لحظه مى‌توانم عكاس را جابگذارم؛ اگر این جنبه‌هایى كه گفتم را در زندگى حرفه ‌یى رعایت كنید. پس تا مى‌توانید تلاش كنید تا به بینش منحصر به فرد دست یابید. آن لحظه است كه همه متوجه مى‌شوند كه چه كسى عكس را گرفته است، چون ویژن (vision) آدم‌ها متفاوت است.

نكته چهارم: سعى كنید با تلاش سیرى ناپذیرى رویداد‌هاى جارى را تعقیب كنید. حتى رسانه‌هاى بصرى همزمان را. پس تعقیب رویداد‌ها و دیدن مداوم رسانه‌هاى بصرى الزامى است.

نكته پنجم: عكاس خبرى لازم است از درگیر شدن با سیاست، یا جنبش‌هاى مدنى و تجارب دیگران پرهیز كند. چرا؟ براى اینكه نباید در واقع اسیر قالب هاى فكرى و یا استریوتایپ هاى گروه ها یا افراد شود؛ یا این‌كه به اشتغالى تن ندهید كه منجر به سازش شما در رفتارهاى حرفه اى شود، یا به شما قیافه‌ى سازش بدهد؛ چون شما روزنامه‌نگار مستقل هستید.

نكته ششم: تكرار یك بحث جدى است؛ و آن این كه تمام تلاشتان را به كار ببرید كه غیرمهاجم باشید. در مواجهه با سوژه‌ها فروتن باشید و خلوت شخصى كسى را به هواى عكاسى حرفه اى بر باد ندهید.

نكته هفتم: سعى كنید كه احترام بگذارید به تمامیت لحظه‌ى عكاسى (عدم مداخله درصحنه) و احترام بگذارید به یك‌پارچگى لحظه‌ى عكاسان دیگر.

نكته هشتم: تلاش كنید تا با ارائه‌ى نمونه‌هاى شخصى و مثال‌زدنی، روحیه و استاندارد‌هاى بالاى یك عكاس با اخلاق و یك فتوژورنالیست را حفظ كنید. سعى كنید وقتى با شرایط متفاوت و نا آشنا مواجه شدید كه در آن انتخاب اقدام درست؛ نامشخص و گنگ است، با كسانى مشورت كنید كه در زندگى‌شان استاندارد‌هاى بالاى حرفه‌اى را به نمایش گذاشته اند؛ یعنى كسانى كه قدیمى‌تر و كاركشته تر از خودتان باشند، مى خواهم بگویم كه وقتى فرضا 20 فریم گرفتید فكر نكنید مى‌توانیید جایگاه عكاسى را كه قدیمتر است به آسانى بگیرید. نه، او داراى تجاربى است كه شما به راحتى آنها را به دست نخواهید آورد.

و بالاخره فتوژورنالیست‌ها باید پیوسته راجع به رشته‌شان بخوانند و اخلاقیاتى را كه راهنماى حرفه‌شان است؛ مطالعه كنند.
خبرنگار: دكتر يونس,شكرخواه
تعداد بازديد كننده‌گان: 3451
چاپ متن | چاپ متن بدون تصوير | ارسال به دوستان
    نظرات و پيشنهادها:
    آدرس پست الكترونيكي: