سوژه این بار،بررسى تلخ وشیرین موتورسوارى در پایتخت است.
فرسودهها اخراج مىشوند
جثه كوچكشان را نگاه كنید، به قول قدیمىها: «فلفل نبین چه ریزه!» با همین هیكل كوچك مىتواند آسمان یك شهر را دودى و هواى آن را آلوده كنند.كارشناسان ترافیكى معتقدند میزان آلایندگى موتورها در پایتخت 12 برابر خودروهاست و این نشان مىدهد كه معضل فعالیت موتورهاى فرسوده در تهران چیزى شبیه یك فاجعه است!
طرح جمعآورى موتورهاى فرسوده از آذر سال گذشته در چند منطقه تهران از جمله منطقه6 آغاز شده و تا به امروز ادامه داشته است،اما باید پذیرفت تا زمانى كه مردم خودشان براى رسیدن به این هدف پاپیش نگذارند، تمام این طرحها ناقص مىماند.
مدیر طرح جامع كاهش ترافیك تهران چندى پیش اعلام كرد:«بر اساس برنامهریزىهاى انجام شده باید 10 هزار موتورسیكلت فرسوده را از چرخه فعالیتهاى شهرى خارج كنیم،تا موتورهاى تازه نفس و استاندارد جایگزینشان شوند.سعى ما بر این است كه شرایط و امكانات را براى صاحبان موتورهاى فرسوده فراهم كنیم،تا با اشتیاق در این طرح مشاركت كنند،براى همین هنگام تعویض موتور،حداقل هزینه از آنها دریافت مىشود.»
با این حال،كارشناسان ترافیكى منطقه شرایط فعلى را به ایدهآلها نزدیك مىكنند،معاون ترافیك شهردار منطقه دراین باره مىگوید:«خوشبختانه با تلاش مأموران راهنمایى و رانندگی،با موتورسوارانى كه میزان آلایندگى وسیلهشان بیش از حد معمول است،برخورد مىشود.به همین دلیل در معابر پر تردد منطقه با مشكل خاصى در این خصوص مواجه نیستیم،هرچند كه باید نظارتها را افزایش داد و شرایط را به استانداردها رساند.»
در فصل سرد، با دقت برانید!
رسیدن فصل سرما و باران براى موتورسواران،بیشتر به یك دردسر بزرگ شبیه است.سردى هوا، آبگرفتگى معابر، خیس شدن لباسها،لغزندگى خیابانها و چندین دلیل دیگر را كه كنار هم بگذارید،به صحت این ادعا پى مىبرید.متأسفانه آمارها اعلام مىكند كه در منطقه ما،در فصل پاییز و زمستان میزان حوادث بالا مىرود.معاون ترافیك منطقه به موتورسوران در این خصوص هشدار مىدهد و مىگوید:«توصیه ما این است كه در روزهایى كه بارندگى شدید وجود دارد،از موتورسیكلت استفاده نشود.لغزندگى معابر و آبگرفتگىهاى موردى ممكن است براى این عزیزان خطرساز باشد،اما در صورتى كه مجبور شدند از موتور استفاده كنند باید چند نكته را به یاد داشته باشند.»ستوده این موارد را با دقت تشریح مىكند:«یكى از نقاطى كه به هیچ وجه نباید به آن نزدیك شد،پلهاى روگذر است،در سطح این پلها شیارهایى وجود دارد كه براى موتورسازان خطرناك است،اگر ؟؟؟موتور در یك روز برفى یا بارانى روى این شیارها برود،قطعاً وسیله منهدم خواهد شد، متأسفانه سال گذشته یكى از شهروندان در اثر چنین حادثهاى جان خود را از دست داد.»
دومین موردى كه ستوده بر آن تأكید مىكند،حركت نكردن روى خطوط عابرپیاده است:«خطوط عابرپیاده به طور خاص و كلیه خطوط ترافیكى دیگر به طور عام،براى موتورسواران در فصل سرما مىتواند خطرساز باشد.این خطوط پس از خیس شدن، كاملاً لغزنده شده و مىتواند مسیر حركت موتور را تغییر دهد.خوب است موتورسواران منطقه ما،به این نكات توجه كنند.»
نتیجه تحقیق مفصلى درباره موتورسوارى در پایتخت
چرا خلاف مىكنیم؟
فكر مىكنید چرا موتورسواران قوانین را چندان جدى نمىگیرند؟چرا با تابلوهاى راهنمایى و رانندگى آنقدر صمیمى شدهاند كه هروقت خواستند نادیدهشان مىگیرند؟ پاسخ به این سؤال،چندى پیش توسط سازمان پژوهشهاى شهردارى داده شد.آنها پرسشنامههایى را در نقاط پرتردد تهران پخش كردند و از موتورسواران پرسیدند دلائلشان براى تخلف چیست؟میدان ولىعصر(عج)، بلوار كشاورز و میدان انقلاب 3 نقطه منطقه ما بودند كه در آنها پرسشنامه توزیع شد.بخشى از نتایجى كه به دست آمد،از این قرار است:
*مهمترین دلیل موتورسوارن براى عبور از چراغ قرمز طولانى بودن زمان قرمز بودن چراغ است،موتورسوران مىگویند اگر زمان چراغ قرمز كمتر شود،پشت آن خواهند ایستاد.شاید جالب باشد بدانید كه گروهى از موتورسواران تصور مىكنند چراغ قرمز فقط براى ماشینهاست و موتورها را شامل نمىشود!
* استفاده نكردن از راهنما یكى دیگر از مصادیق قانون شكنى موتورسواران است.طبق آمار بیشتر موتورسواران این موضوع را اصلاً مهم نمىدانند و معتقدند ارزشش كمتر از آن است كه مورد توجه قرار بگیرد.گروهى دیگر هم سهلانگارى مأموران را دلیل این بىتوجهى عنوان مىكنند.
*بیشتر موتورسواران در برابر سؤال«چرا وارد خط ویژه مىشوید؟» یك ؟؟؟ و منطقى دادهاند:«چون خط ویژه خلوتتر است!»این نكته باز هم ثابت مىكند كه گروه قابل توجهى از موتورسواران از قوانین اطلاع دقیقى ندارند و معلوم مىشود بسیارى از آنها بدون داشتن گواهینامه معتبر و گذراندن كلاسهاى آموزش قوانین، موتورسوارى مىكنند.
*یكى از مهمترین دلایل موتورسوران براى بىتوجهى به خطكشىهاى عابرپیاده،كمرنگ بودن این خطوط است،برخورد نكردن مأموران راهنمایى و رانندگى هم یكى دیگر از دلایل این تخلف در منطقه ماست.
*حتما تاكنون موتورسواران مسافركش كه چندمسافر را پشت سر هم قطار كردهاند را دیدهاید.بیشتر این افراد كسب در آمد بیشتر را دلیل این تخلف دانستهاند و گروهى دیگر هم گفتهاند اگر مقصدشان مشترك باشد، مشكلى ندارد(!)
*بوقهاى كامیونى!وسیلهاى است كه براى بسیارى از موتورسواران محبوب است و مورد استفاده قرار مىگیرد.مهمترین دلیل مقبولیت این وسیله براى موتورىها «تفریح» است.گروه كمترى هم گفتهاند: بوق اصلى موتور قدرت ندارد و براى آگاهى دیگران نصب ابن بوقهاى بزرگ ضرورى است!
*«مگر موتور گواهینامه مىخواهد؟»این پرسش،نخستین واكنش بسیارى از موتورسوران در برابر سؤال«چرا گواهینامه ندارید؟»بود!بسیارى از موتورسوارن پایتخت این وسیله را مانند دوچرخه مىدانند و تصور مىكنند گواهینامهاى برایش وجود ندارد!
در این تحقیق،پاسخهاى طنزى هم به دست آمد كه نوشتن همه آن،مثنوى هفتاد من مىشود،بخشى از این پاسخهاى جالب را بخوانید:
چرا هنگام رانندگى با موبایل صحبت مىكنید؟
كار واجب داریم!
چرا در خیابانها مارپیچ حركت مىكنید؟
لذت بخش است!
چرا موتورتان آلودگى صوتى ایجاد مىكند؟
خراب است!
چرا حق تقدم را رعایت نمىكنید؟
عجله داریم!
چرا بیمه ندارید؟
لازم نیست!
به سرعت باد
درحال حاضر،مهمترین آژانس موتورى پایتخت «پیكبادپا»ست كه با چندین سال سابقه،به تهرانىها سرویس دهى مىكند.این شركت كه زیر نظر شهردارى تهران فعالیت مىكند،توانسته روزانه بیش از یك و نیم میلیون سفر شهرى را كاهش دهد كه طبیعتاً كمك بزرگى براى كاهش ترافیك تهران است.آمارها مىگویند پیك بادپا توانسته 10درصد از ترافیك پایتخت را كاهش دهد كه این در نوع خود بىنظیر است.
این سامانه در طول 2 سال اخیر پیشرفت چشمگیرى داشته است؛افزایش تعداد شعبه،بالا بردن تعداد موتورسوار، راهاندازى سامانه اینترنتى و پیام كوتاه،توزیع لباس هماهنگ بین رانندهها مهمترین مصادیق پیشرفت بادپا در سالهاى اخیر بوده است.
با این حال،باید پذیرفت كه بسیارى از مردم هنوز با خدمات ویژه بادپا آشنا نیستند و تصور مىكنند تنها فعالیت آنها بردن كالا به نقاط مختلف شهر است.اگر شما هم اینطور فكر مىكنید،این مطلب را تا پایان بخوانید:
*نیروهاى پیك بادپا علاوه بر حمل و نقل كالاى شهروندان در شهر،مىتوانند بستههاى شما را از طریق فرودگاه و ترمینال به شهرهاى دیگر منتقل كنند.
*تهیه دارو و سایر نیازمندىهاى منازل شهروندان،از دیگر خدمات ویژه پیك بادپاست.
*اگر مهلت پرداخت قبض آب و برق منزلتان رو به پایان است و امكان استفاده از سیستم پرداخت غیرحضورى را هم ندارید،كافى است با نزدیكترین شعبه پیك بادپاى محلهتان تماس بگیرید تا براى پرداختش اقدام كنند،جرائم رانندگى هم از همین طریق قابل پرداخت است.
*انجام خریدهاى روزانه شما از سوپرماركتها،نانوایىها و میوه فروشىها نیز یكى دیگر از خدمات بادپاست.
غولهاى دوچرخ
ایجاد محدودیتهاى ترافیكی،یكى از سیاستهاى مدیریت شهرى براى كاهش تردد در معابر و در نتیجه كنترل ترافیك است.اجراى طرحهاى ترافیكى و انسداد برخى از مسیرها براى رسیدن به همین هدف انجام مىشوند،اما هیچ كدام از این قوانین نمىتواند امپراتورى موتورها را در شهر پایان دهد،این ارابههاى 2 چرخ،بدون هیچ دغدغهاى در شهر جولان مىدهند و قوانین شهرى را بیشتر شبیه یك شوخى مىدانند تا قانون!
بى انصافى است اگر فقط نیمه خالى لیوان را نگاه كنیم،اگر بخواهیم منصفانه قضاونت كنیم باید بپذیریم موتورها ناجیان ترافیك پایتختند.تصور كنید یك روز همه موتورسواران،وسیلهشان ار از خانه خارج نكنند و بخواهند از ماشین شخصى یا وسائل حمل و نقل عمومى استفاده كنند،آن وقت،تازه قدر این دوچرخهها را مىدانیم.
مدیریت شهرى در این چند سال اخیر،نگاه ویژهاى به پدیده موتورسوارى داشته است،آنها خوب مىدانند كه این وسائل 2چرخ باید در شهر ساماندهى شوند،خوب مى دانند كه شرایط باید به گونهاى رقم بخورد كه موتورسوارى در تهران قانونمند و حساب شده انجام شود،به همین دلیل مدتهاست كه هدفى را در این خصوص براى خود تعیین كردهاند،؛ساماندهى موتورسواران در تهران.احداث توقفگاههاى موتورى و راهاندازى پیك بادپا مهمترین گامهایى بود كه در این مسیر برداشته شد.
مدیریت شهرى براى كنترل ترافیك شهر نمىتواند به آسانى از كنار پدیدهاى به نام موتورسوارى عبور كند،براى همین است كه معاون ترافیك شهردار منطقه حرفهاى بسیارى در این باره دارد.مهندس ستوده،یكى از معاونان قدیمى منطقه ماست كه اطلاعات به روز و مفیدى درباره موتورسوارى در منطقه دارد.ستوده معتقد است در صورت كنترل شدن فعالیت موتورسواران در معابر اصلى منطقه،شرایط ترافیكى این حوالى زیر و رو خواهد شد.گفت و گو را بخوانید و خودتان قضاوت كنید.
معاون ترافیك تجاری ترین و شلوغ ترین منطقه پایتخت از تلخ وشیرین موتورسوارى در این حوالى مىگوید
لطفا قوانین را جدى بگیرید!
آقاى ستوده! محل اصلى فعالیت موتورها در منطقه ما كجاست؟
با توجه به آنكه بخش مهمى از منطقه 6 را بافتهاى تجارى و ادارى تشكیل مىدهد، طبیعى است كه حضور موتورسواران در تمام نقاط محسوس باشد، در شرایط فعلى بیشترین حضور موتورسوارها در منطقه 12 بویژه در حوالى بازار تهران است، با این شرایط، بیشترین حضور موتورسواران ،در حوالى معابر مرزى مناطق 6 و 12 محسوس است. طبق آمار، ناحیه یك كه شمال خیابان ولىعصر(عج) و محدوده دروازه دولت مىشود،با بیشترین حضور موتورسواران مواجه است.
موتورسواران منطقه ما، تا چه اندازه به اجراى قوانین مقیدند؟
متأسفانه باید بگویم قانونمندى موتورسوارن بویژه آنها كه مسافركشى مىكنند در منطقه ما،تعریف چندانى ندارد.طبق آمار حدود 90 در صد این موتورسواران مدرك تحصیلىشان دیپلم است و 62 درصدشان متأهل هستند،گروه سنىشان هم بین 20 تا 30 سال است.با این شرایط،باید بپذیریم كه دغدغه اصلى این افراد امرار معاش و كسب درآمد است و توجه به قوانین برایشان اهمیت چندانى ندارد،اگر راه كسب این درآمد تخلف از قانون باشد،این افراد به آسانى انجام مىدهند.شاید جالب باشد بدانید كه بیش از 54 درصد موتورسواران براى كسب درآمد بیشتر مسافر اضافه سوار مىكنند و حتى دیده شده كه موتور سوارى 3 مسافر را همزمان در شهر منتقل مىكند.
راه چاره چیست؟
چاره اصلى تغییر یافتن شرایط زندگى این افراد است.باز هم آمارها مىگویند بیشتر این افراد از شغلشان ناراضىاند و در صورت پیداكردن شغلى مناسب،یك روز هم این كار را ادامه نمىدهند.با این حال،باید به راهحلهاى كوتاه مدت و پیشگیرانه متوسل شد.باید ضرورت رعایت قوانین به این افراد منتقل شود و بدانند كه مجریان قانون به هیچ وجه اجازه تخلف به این افراد را نمىدهند.در شهرى كه تعداد ساكنانش روز به روز بیشتر مىشود،یكى از نخستین شغلهایى كه به ذهن افراد خطور مىكند،مسافركشى با موتور است.در این شرایط اگر مجریان قانون بى تفاوت باشند،یك فاجعه رخ خواهد داد.
عملكرد راهور منطقه را در این خصوص چگونه مىبینید؟
خوشبختانه حضور پررنگ مأموران راهور در همه معابر محسوس است، پلیس همیشه اعلام كرده است كه به هیچ وجه با افراد متخلف كنار نخواهد آمد و این را در عمل نیز ثابت كرده است،اما به اعتقاد من هنوز تا رسیدن به ایدهآل ها فاصله داریم و راهنمایى و رانندگى باید تلاش بیشترى براى ایجاد نظم در شهر انجام دهد.
مثلاً چه كار كنند؟
اجازه دهید باز هم با تكیه بر آمارها شرایط منطقه را بررسى كنم.آمارها مىگویند بیشتر موتورسوارانى كه بدون گواهینامه، رانندگى مىكنند معتقدند مراحل ادارى اخذ گواهینامه آنقدر طولانى است كه آنها ترجیح مىدهند بدون گواهینامه در شهر تردد كنند، از سوى دیگر یكى از دلایل اصلى تخلفاتى مانند وارد شدن به خط ویژه و خیابانهاى ورود ممنوع، كنترل نشدن شرایط توسط مأموران است،در صورتى كه چنین نقایصى رفع شود، قطعاً میزان تخلفهاى موتوری، بصورت چشمگیر كاهش خواهد یافت.
وظیفه شما در این میان چیست؟
شهردارى به عنوان مهمترین مسئول ترافیكى شهر، وظایف مهمى دارد.معاونت ترافیك شهردارى منطقه 6 تاكنون چند طرح موفق را براى ساماندهى موتورسواران اجرا كرده است.استقرار پاركبان موتور در 2 نقطه پرتردد ـ خیابان ولى عصر(عج) و خیابان شهید مفتح ـ یكى از مهمترین این طرحهاست. با توجه به آنكه موتورسواران همیشه از ما مىخواستند محلى را براى توقف قانونى برایشان در نظر بگیریم تا بدون دغدغه جریمه شدن و حمل با جرثقیل به كارهایشان برسند،این كار انجام شد كه خوشبختانه بازخورد خوبى داشت.در این توقفگاهها موتورها را بصورت عمودى پارك مىكنند، تقریباً هر 6 موتور به اندازه یك ماشین فضا اشغال مىكنند و این، باعث مىشود با مشكل كمبود جاى پارك مواجه نشویم.
طرحى براى افزایش تعداد این توقفگاهها دارید؟
اگر لازم باشد، باز هم مىتوانیم چنین توقفگاهى احداث كنیم،اما حقیقت این است كه ضرورت این اقدام هنوز به ما ثابت نشده است.بعید مىدانم در نقطه دیگرى از منطقه نیاز به احداث توقفگاه باشد.فكر مىكنم یادآورى این نكته هم ضرورى باشد كه مهمترین وظیفه ما در این خصوص«فرهنگسازی»است!
خب! درباره همین فرهنگسازى بگویید، تاكنون چه كردهاید؟
كارشناسان ترافیكى منطقه،تصمیم گرفتند براى آنكه فرهنگ احترام به قوانین را در شهر گسترش دهند، وارد مدارس شوند. در حال حاضر بسته هاى فرهنگى جالب و سرگرم كنندهاى را براى دانشآموزان دبستانى در نظر گرفتهایم كه در قالب «زنگ قانون» به آنها داده مىشود، قرار است امسال همه دانشآموزان دبستانی،دست كم یك بار در این كلاسهاى ترافیكى شركت كنند، تا توسط مربیانى كه از طرف ما فرستاده مىشوند، با مقررات راهنمایى و رانندگى آشنا شوند. بىشك، این بچهها سالها بعد رانندههاى موتور و ماشین در شهر خواهند شد، اگر قوانین را بلد باشند، بسیارى از تخلفها از بین خواهد رفت.
موتورسواران
موتورها،در این شهر شلوغ مىتوانند بهترین وسیله براى فرار از هزارتوى ترافیك باشند.هرچند كه كمى بىاحتیاطى این وسیله دوستداشتننى را به ارابه مرگ تبدیل مىكند،به همین دلایل است كه نظر پایتختنشینان در باره این ارابه 2 چرخ بسیار متفاوت است؛گروهى مشترى ثابتش هستند و عدهاى مخالف همیشگىاش.
چه بخواهیم،چه نه،حالا دیگر موتورسیكلتها بخش ثابتى از هویت پایتخت شدهاند،شاید قدیمىها با شنیدن عنوان موتور مسافركش خندهشان مىگرفت،اما امروزىها خوب مىدانند فعالیت آژانسهاى كرایه موتور چقدر اهمیت دارد و اگر نباشند چه اتفاقى مىافتد،باید بپذیریم كه رشد شهر ما،شرایط زندگى را بسیار تغییر داده است.
طرح ساماندهى موتورسواران در شهر، از حدود 4 سال پیش به طور جدى در پایتخت اجرا شد و موتورسواران را موظف كرد كه طبق قانون به وظایف خود عمل كنند،مدیران شهر خوب مىدانستند در شهر پرترافیك،موتور سوارى مقبولیت چشمگیرى پیدا مىكند و رعایت نكردن قانون در چنین شرایطى یك فاجعه خواهد شد،براى همین، برنامههاى ویژهاى براى آنها در نظر گرفتند و با جدیت اعمال قانون كردند.منطقه ما به عنوان مركزىترین بخش تهران،شرایط ویژهترى در این خصوص دارد.تردد چشمگیر موتورسواران در معابر اصلى منطقه كه غالباً بافت تجارى دارند،شرایط كم نظیرى را براى ششمین فرزند تهران پیش آورده است.
سازمان تحقیق و پژوهش شهردارى تهران،چندى پیش گزارش مفصلى را با عنوان«بررسى علل تخلف موتورسواران»منتشر كرد كه در آن برخى از دلایل تخلفات موتورى تشریح شده بود. دلایل پایبند نبودن به قوانین راهنمایى و رانندگى یكى از اصلىترین بخشهاى نظرسنجى این تحقیق بود،بیشتر رانندگان متخلف، زود رسیدن به مقصد را دلیل این تخلف عنوان كرده بودند.در بسیارى از معابر منطقه ما،این موضوع به وضوح دیده مىشود،كافى است چند ساعتى مأموران راهنمایى و رانندگى غافل شوند،آن وقت خواهید دید كه موتورسواران عزیز چگونه چراغ قرمز را دور مىزنند و تابلوى ورود ممنوع را نادیده مىگیرند،این اتفاق گاهى اوقات در خط ویژه خیابان ولىعصر(عج) بسیار مشهود است،بعد از ظهرها كه تعداد مأموران خط ویژه كم مىشود،بسیارى از موتورسواران از فرصت استفاده مىكنند و وارد حریم خصوصى اتوبوسها مىشوند.محسنعلى مصباحى ـ یكى از رانندگان باسابقه اتوبوسهاى خیابان ولىعصر(عج)ـ این مطلب را تأیید مىكند و مىگوید:«قدیمترها كه اینجا خط ویژه موتورها بود! هیچ موتورى پیدا نمىشد كه در مسیر اصلى خیابان تردد كند،همه آنها آزادانه در خط ویژه جولان مىدادند و از دست ما كارى بر نمىآمد،حداقل هفتهاى چند تصادف شدید پیش مىآمد كه با توجه به كلاه نداشتن رانندهها،بسیارى از آن تصادفها منجر به خسارات جانى مىشد.باور كنید خودم آن روزها پیكر بىجان دهها موتور سوار را در خط ویژه خیابان مىدیدم.»مصباحی، زمان انجام برخوردهاى قاطع پلیس را خوب به خاطر دارد و مىگوید:«زمانى كه دكتر قالیباف فرمانده ناجا شدند،نخستین زمزمه برخورد با موتورسواران متخلف به گوش رسید.آن روزها هیچ كس باور نمىكرد كه موتورسواران روزى مجبور به استفاده از كلاه ایمنى شوند،اما خدا را شكر با تلاشهاى مستمر آنها این كار انجام شد و در حال حاضر شرایط خیابان ولى عصر(عج)به هیچ وجه با گذشته قابل قیاس نیست.» شنیدن حرف یكى از همین موتور سوارها نیز مىتواند جالب باشد،مهدى یزدانىخرم،یكى از كسبه پاساژ ایرانیان میدان ولىعصر(عج)در این باره مىگوید:«من هر روز با موتور مىآیم و برمىگردم،استفاده از ماشین در تهران،چیزى جز دردسر نیست.مأموران طرح ترافیك در خیابانهاى فرعى هم حضور دارند و هیچ راه فرارى باقى نمىگذارند،ترافیك هم كه همیشه وجود دارد،پیدا نشدن جاى پارك مناسب را هم به این شرایط اضافه كنید تا متوجه شوید چرا مىگویم بهترین وسیله حمل و نقل در تهران موتور است.البته من قبول ندارم بیشتر موتورسواران تخلف مىكنند،عده كمى از آنها به قوانین بىتوجهى مىكنند كه آن هم از سرناچارى است!»
این كلاه تزیینى است!
حالا دیگر همه مىدانند كه طبق قانون هیچ موتورسوارى حق ندارد بدون كلاه ایمنى در شهر جولان دهد،این مسئله شدیدترین برخورد راهنمایى و رانندگى را به دنبال خواهد داشت.سرهنگ كریمی،رئیس اداره راهنمایى و رانندگى منطقه،ضمن اشاره به جدیت پلیسى براى اجراى قوانین،مىگوید:«به ما ثابت شده است كه در صورت سهلانگارى و چشمپوشى از خطاها، بى توجهى به قانون فراگیر مىشود.متأسفانه بخش قابل توجهى از موتورسواران منطقه به هیچ وجه قوانین را بر نمىتابند،حاضرند كلاه ایمنى را به دسته فرمان آویزان كنند،اما روى سر نگذارند.فكر مىكنید چرا اینقدر بر ضرورت استفاده از كلاه ایمنى تأكید مىشود؟طبق آمار بیش از 90 درصد تصادفهاى موتورى كه منجر به جرح یا فوت راكب مىشود،مواردى هستند كه در آن از كلاه ایمنى استفاده نشده است.» سفره دل كریمى باز مىشود و ادامه مىدهد:«چراغ براى موتورسوارها همیشه سبز است!گویا هیچ خیابان ورود ممنوعى در این منطقه وجود ندارد،از هر مسیرى كه دلشان مىخواهد حركت مىكنند و به هیچ چیز توجه ندارند جز رسیدن به مقصد. با این شرایط فكر مىكنید وظیفه راهور چیزى جز سختگیرى است؟» حق با اوست.نه تنها مردم كه خود موتورسواران هم این گفتهها را تأیید مىكنند.رضا احتشام كه به تازگى موتور خریده است و در حوالى چهارراه جمهورى مسافركشى مىكند،به كلاه ایمنىاش كه روى دسته موتور آویزان است،اشاره مىكند و مىگوید:«من از صبح تا شب در خیابانهاى این محدوده مسافركشى مىكنم،باور كنید بعضى روزها هوا آنقدر گرم مىشود كه فكر استفاده از كلاه ایمنى هم خندهدار به نظر مىرسد!دوست دارم این آقایانى كه مدام ما را براى استفاده نكردن از كلاه جریمه مىكنند، خودشان بیایند و ببینند در این شهر شلوغ و پرترافیك، چند دقیقه مىتوانند از كلاه استفاده كنند،هر قدر آنها استفاده كردند، من 2 برابر استفاده مىكنم!»این جوان موتورسوار، به هیچ صراطى مستقیم نمىشود و محكم حرف خودش را مىزند:«باید آنهایى را مجبور به استفاده از موتور كرد كه هر روز یكى-2 ساعت از آن استفاده مىكنند،نه ما را كه روزمان با موتور شب مىشود!»
طبق آمارى كه سازمان پژوهشهاى شهردارى منتشر كرده،بیشتر موتورسواران شهر به 4 دلیل از كلاه استفاده نمىكنند؛ایجاد محدودیت در دید،گران بودن كلاه،سنگین و گرم بودن كلاه و ندانستن فواید كلاهها.معاون ترافیك شهردار تهران هم با اشاره به این آمار مىگوید:«كلاه ایمنى ضرورىترین وسیله براى موتورسواران است،این كلاه،هم راننده را از ذرات معلق و آلوده در هوا مصون مىدارد و هم درصد خسارات جانى را در تصادفهاى سنگین پایین مىآورد.»سیدجعفر هاشمى تشكرى به فواید فعالیت موتورها در شهر اشاره مىكند و ادامه مىدهد: «فعالیت موتورها، هم آلودگىهاى زیست محیطى را كاهش مىدهد و هم باعث كاهش ترافیك شهر مىشود به شرط آنكه موتورسواران با مدیریت شهرى هماهنگ باشند.چندین بار از طریق رسانهها اعلام شده است كه موتورسواران براى گرفتن معاینه فنى باید اقدام كنند،با این حال،هنوز استقبال قابل توجهى از این طرح نشده و بیشتر موتورسواران براى گرفتن معاینه فنى اقدام
نكردهاند.»
مسافركشى با موتور
مسافركشى با موتور فقط براى تهران و ایران نیست،شلوغى شهرها همه مردم دنیا را به این فكر انداخته كه ارابههاى 2 چرخشان را تاكسى كنند.چند سالى است كه«موتور تاكسی» رسماً در شهر پاریس و بسیارى از شهرهاى اروپایى دیگر فعال شدهاند و مردم را از لابهلاى ماشینهاى مانده در ترافیك،به مقصد مىرسانند.موتورهاى مسافركش اروپایى اما،حكایتشان با موتورهاى مسافر كش تهران متفاوت است.با توجه به اینكه بسیارى از این موتورها شخصى هستند،از امكاناتى چون وسایل ایمنى و بیمههاى مناسب محرومند،به همین دلیل، همیشه ممكن است حادثهاى جبران ناپذیر براى مسافر پیش بیاید.رئیس راهور منطقه با اشاره به فعالیت گسترده مسافركشان موتورى در منطقه مىگوید:«میدانها و تقاطعهاى پررفت و آمد،پاتوق اصلى مسافركشان است.بیشتر این افراد،به صورت گروهى نقطه شلوغى را پاتوق مىكنند و به هیچ وجه اجازه نمىدهند فرد دیگرى وارد حریم فعالیتشان شود،درگیرىهاى بسیارى تاكنون در این خصوص پیش آمده است.»سرهنگ كریمى با اشاره به توجه بیشتر پلیس به مسافركشان مىگوید:«طبیعى است كه كنترل ویژهاى بر شرایط موتورهاى مسافركش داشته باشیم.آنها وقتى مسافرى را سوار مىكنند،مسئولیت سلامت جانى مسافر را هم باید بپذیرند،براى همین در صورتى كه مسافركشى بیمه مناسب نداشته باشد،بلافاصله وسیلهاش به پاركینگ منتقل خواهد شد.باور كنید تخلفهاى موتورى مىتواند خطرات جانى بسیارى براى راننده و مسافرش داشته باشد.»اگر حرفهاى كریمى را باور نمىكنید،خوب است به آمارى كه اواخر سال گذشته توسط فرمانده ناجا اعلام شد،دقت كنید:«بیش از 34 درصد از خسارتهاى جانى كل تصادفهاى كشور براى موتورسواران است.59 درصد این افراد به دلیل وارد شدن ضربههاى مغزى جان خود را از دست مىدهند .از طرفى دیگر،موتورسواران در 69 درصد تصادفها ،مقصر شناخته مىشوند.»
هرچند كه موتورسواران این آمار را تأیید نمىكنند.«مهیاربداق آبادی» كه حدود 4 سال است در میدان ولىعصر(عج)پاتوق دارد،مىگوید:«مسئولان عادت دارند كه همه حادثهها را به گردن موتورسوارها بیندازند!با این همه مأمورى كه در خیابانهاى كوچك و بزرگ حضور دارند،اصلا مىشود اینقدر تخلف كرد؟كافى است ما سرمان را برگردانیم تا آقایان موتورمان را به پاركینگ منتقل كنند!»اسم پاركینگ كه مىآید سفره دل همه باز مىشود.یكى دیگر از مسافركشان میدان ولىعصر(عج)به موتور جدیدش اشاره مىكند و مىگوید:«سختترین قوانین براى موتورهاى زبان بسته است.چند روز پیش موتور من را در خط ویژه توقیف كردند و به پاركینگ فرستادند،پس از چند روز تلاش براى بیرون آوردن موتورم،گفتند 25 روز بعد بیا!شما بگو،من در این مدت چطور باید براى زن و بچهام پول ببرم؟رفتم و یك موتور قسطى ارزان قیمت خریدم تا در این یك ماه بیكار نباشم،موتورم كه آزاد شد،زیر قیمت مىفروشمش!»
شاید این راننده عصبانى حق داشته باشد،اما در شهرى كه بیش از 2 میلیون موتور در كوچه و خیابانش رژه مىروند،باید با قاطعیت با تخلف برخورد كرد،جاى تعجب نیست وقتى متوجه مىشویم در تهران روزانه حدود هزار موتور توقیف و به پاركینگ راهنمایى و رانندگى منتقل مىشود.فراموش نكنید كه شركتهاى سازنده موتور با تبلیغات فراوانى كه دارند،موتورهاى ارزان قیمت خود كه به هیچ وجه ایمن نیستند را –بى محابا- وارد شهر مىكنند،شهرى كه جولانگاه ارابههاى 2 چرخ شده است.