مىگوید بدون محافظ در خیابانها تردد مىكنم، مىگوید: مردم راحت و بدون دردسر مرا ملاقات مىكنند. با وجود اینكه مدت زمان طولانى از تحویل مسئولیت سنگین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به صفار هرندى یعنى كسى كه جایگزین او در اداره این وزارتخانه شده نمىگذرد. اما همه او را شخصیت تماماً فرهنگى مىدانند. احمد مسجد جامعی، فرزند یك روحانى است. در تهران و در منطقه 11 سكونت دارد. او را نه تنها فرهنگیان كه تقریباً همه مىشناسند. با مسجد جامعى از باب یك گفتوگوى شهرى وارد شدیم. به عنوان یك شهروند تهرانى كه شمال شهر را براى زندگى انتخاب نكرده است. وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامى معتقد است كه باید فضاهاى قدیمى و تاریخساز شهر را حفظ كرد. نكته جالب اینكه در این مصاحبه او به اقداماتى كه در این راستا انجام داده،اشاره مىكند. آقاى مسجد جامعى! خانه شما كجاست؟! از اوایل دهه پنجاه به منطقه 11 تهران آمدیم. آن موقع در كلاس دوم دبیرستان مدرسه علوى درس مىخواندم. منزل ما از اول همین حوالى بود. ابتدا در كوچه مسجد جامع نزدیك بازار آهنگرها بودیم. این محله به مسجدالمصطفى كه پدرم پیشنماز آن بود نزدیكتر بود، به همین خاطر به این جا نقل مكان كردیم. در كدام دانشگاه و در چه رشتهاى تحصیل كردید؟ دانشگاه تهران و در رشته جغرافیا درس خواندم. كلاً محل كارم این اطراف بوده است مدتى در باشگاه معلمان بودم و مركز فرهنگى علامه طباطبایى را راهاندازى كردیم. زمانى هم در وزارت كشور ـ محل فعلى شهردارى ـ مشغول بودم. پس از آن هم مدتى طولانى در وزارت فرهنگ و ارشاد فعالیت كردم. چرا برخلاف بسیارى از مسئولان به بالاى شهر نرفتید؟ مشكلى نداشتیم، مسئلهاى نبود همینجا زندگى مىكردیم. در زمان وزارت دیده بودم كه گاهى بدون محافظ و به تنهایى براى كارهاى روزمره به خیابان مىروید حتى یادم هست كه چند بار هم شما را در حال رفتن به آرایشگاه شبسترى ـ نرسیده به چهارراه امام خمینى ـ دیدم به لحاظ امنیتى و ارتباط با مردم مشكلى پیش نمىآمد؟ نه. ما مشكلى نداریم. قبلاً هم مشكلى پیش نمىآمد. من رفت و آمدهایم را مىكردم، مسئله خاصى هم پیش نمىآمد. بعضى مسئولان بدون محافظ جایى نمىروند. شاید نوع مسئولیتشان با من فرق مىكند. بعضى از مسئولیتها چنین ایجاب مىكند. سمت وزارت ایجاب نمىكرد؟ بگذریم... پیش آمده مسئولان مملكتى براى آمدن به خانه شما دچار مشكل شوند یا از محل زندگیتان تعجب كنند؟ گاهى پیش آمده است. به دلیل اینكه امكان تردد در این كوچهها سخت است اگر عدهاى بخواهند با هم بیایند دچار مشكل رفت و آمد مىشوند از این جهت بله، یا براى رسیدن از بعضى نقاط شهر به اینجا با ترافیك سنگین مواجه شدهاند. مورد دیگرى پیش نیامده است. زندگى در این نقطه شهر با بافت متراكم آن، مشكلات ترافیك و ... چه محاسن و معایبى دارد؟ معایب آن كه آلودگى هوا و تراكم بالاست اما محاسن آن، محل زندگى ماست، رفت و آمدها، آشنایىها، همسایههاى ما آدمهاى صمیمى و نزدیك به ما هستند لااقل در این مجموعه احساس راحتى داریم. مساجد و موزههاى قشنگى در این محدوده هستند بناهاى فرهنگى سابقهدارى در حول و حوش ما واقع شدهاند مثل تئاتر شهر، تالاروحدت، تالار سنگلج، اینها مراكز عمده فرهنگى تهران هستند. كمى آنطرفتر دانشگاه تهران، راسته كتابفروشها، بازارچهها و بورس كتاب واقع شده، همین اطراف نهادهاى مختلف حكومتى هستند و در مجموع محله خوبى است و دسترسىهاى خوبى دارد، لااقل دسترسىهایى كه مورد علاقه ماست در كل این منطقه یك مجموعه فرهنگى است. فرصت مىكنید دست بچهها را بگیرید به بازار كتاب بروید و خرید كنید یا هر از چندى به تئاتر شهر سربزنید؟ مشكلى ندارید؟ نه مشكلى نیست، مردم هم سؤال مىپرسند هم قبل هم حالا. معمولاً صمیمىاند. كم پیش مىآید كه كسى یقه آدم را بگیرد. اگر پیش بیاید هم مسئلهاى نیست چنانچه اهل گفتوگو باشند، شغل و كار ما در حوزه فرهنگ همین چیزهاست. با بچهها هم به خرید مىرویم، چه خریدهاى معمول و چه خرید كتاب و نظایر آن. درباره برنامه هنرى هم باید بگویم هم قبل مىرفتم و هم حالا. اینها جزء برنامههاى معمول زندگى آدمى مثل من است. آخرین كارى كه در تئاتر شهر دیدید چه بود؟ «پنجره». كار قشنگى بود. مىدانم كه در خانه كتابخانهاى بسیار غنى دارید، فكرى براى تبدیل آن به كتابخانه عمومى دارید كه به كتابخانههاى منطقه افزوده شود؟ پیشنهاد خوبى است. اما خانه ما ظرفیت تبدیل شدن به كتابخانه عمومى را ندارد. ساختمان جمع و جورى است ولى اگر امكانى فراهم و جایى غیر از منزل ما باشد. مىشود این كتابها را در اختیار گذاشت تا همه اهالى از آن استفاده كنند. گفتید پدرتان شما را به خاطر مسجد به این محله آورد، از مساجد اطراف منزلتان بگویید كه به نظر شما چه وضعیتى دارد؟ به نظر شما كاركرد مساجد محله نسبت به وضعیت ایدهآل آن چگونه است؟ مساجد اینجا مساجدى قدیمى است و اینجا محله عالمخیزى بود. شیخمحمدعلىآملى در مسجد مجد كه در این محله واقع شده اقامه جماعت داشتند همینطور آقاى بروجردى در مسجد شیشه نماز مىخواندند. بقیه مساجد اینجا هم مساجد سابقهدارى است. الان هم ائمه جماعتى كه در این منطقه هستند چهرههایى شاخص و برجستهاند. اینجا مساجد آبادى دارد اما چون بخشهایى از منطقه كاملاً تجارى شده است عمده فعالیت مساجد ظهرهاست. مساجدى هم هستند كه صبحها فعالیت دارند مثل مسجد تكیه دباغخانه كه شیخمحمدتقى شریعتمدارى در آن نماز مىخوانند ایشان به واقع چهره هوشمندى هستند كه حوزه درسى دارند و طلبههایى را آموزش مىدهند. به طور كلى مساجد منطقه 11، مساجد خوب و فعالى است با ویژگى مساجد تجارى در اكثر مناسبتها هم فعالند مردم به آنها توجه مىكنند. مسجد جدید زیاد نیست، یكى همان مسجد جامع جمهورى است ـ كه نمىدانم به واقع مسجد «جامع» هست یا نه چون مسجد جامع قواعدى دارد ـ كه این مسجد هم هنوز كارهایى دارد و چندى پیش دیدم در اطراف مسجد به سر در چند خانه تابلو زدهاند كه قرار است به تالار یا سالنى تبدیل شود و بتواند فعالیتهاى جدید مسجد را ساماندهى كند. چند وقت پیش شاهد تأسیس مسجد با ابهت و عظمتى در این محدوده بودم كه از قواعد معمارى مسجد پیروى نمىكند. كدام مسجد؟ حالا اسم آن را نگوییم. در معمارى اسلامى مسجد جاهاى مختلفى براى رسیدن به شبستان طى مىشود. در نماز خواندن هم همین طور است ابتدا مراحل طهارت، وضو، اذان و اقامه انجام مىشود تكبیرهالاحرام مىگوییم، در معمارى مساجد هم این طور نیست كه یك دفعه وارد شبستان بشویم. شاید به دلیل كمبود فضا آن مسجد را این چنین ساختند كه یك دفعه از خیابان وارد شبستان مىشود اما حیف است اصالت معمارى این محلهها تهدید شود و از این جهت مورد بىمهرى واقع شود، چرا كه معمارى اسلامى كاملاً معنادار است. براى تفریح به كجا مىروید؟ همینجا سركار، موزه قرآن. خانواده را كجا مىبرید؟ آنها سرگرمى معمول خودشان را دارند. تفریح معمول خانوادههاى ما، خرید كتاب، دید و بازدید، جلسات خانوادگى. پس از مكانهاى تفریحى نزدیك خانهتان استفاده نمىكنید؟ از كدام فضا؟ فضاهاى تفریحى نزدیك ما بسیار محدود است. اما ما معمولاً براى تفریح از همین مكانهایى كه اهالى محل استفاده مىكنند، استفاده مىكنیم. اهالى محل از شما چه مطالباتى دارند؟ حالا چه در زمان وزارت وچه حالا؟ فرق مىكند، زمانى كه وزیر بودم، براى مسائل و مشكلاتشان مراجعه مىكردند یا سؤالى داشتند، شرایط فرق مىكرد، چون در حوزهاى مسئولیت داشتم. حتى گاهى افراد به خانه ما مىآمدند، شب، صبح اول وقت كه در نسبت با كارم بود و از امكانات و اختیاراتى هم برخوردار بودم درباره علت مراجعه به منزل هم باید گفت شاید اینطور برایشان راحتتر بود. براى شما این نوع روابط سخت نبود؟ به هر حال وظیفه ما بود و باید جوابگوى مردم باشم. البته بعضى وقتها هم سخت بود. مراجعه دیر وقت یا صبح زود، افرادى هم از شهرستان مىآمدند،ولى وظیفه ما پاسخگویى بود. الان دیگر آن نوع برخوردها و انتظارات نیست، بیشتر بحث و گفتوگو و سؤال است، ابهام از شرایط موجود، وضع گذشته و درددلحرفهایى است كه این روزها مردم به من مىگویند. عجیب نبود كه مردم چه طور آدرس خانه شما را پیدا مىكردند؟ نه! چون ما حدود سى سال است در این خانه سكونت داریم. برخورد همسایهها در دوران وزارت و بعد از آن با شما تغییر نكرد؟ نه! و الا همان موقع هم برخوردشان خیلى خوب بود. آن وقتهایى كه جنجال مىكردند، خودمان با همین وضعى كه شما شاهد بودید، حاضر مىشدیم، مشكلى هم نبود گاهى به من مىگفتند شما در این شرایط همینجورى آمدید؟ مردم سؤالاتشان را از شما چگونه مىپرسند؟ من با خیلىها ارتباط دارم خرید مىرویم، كتابى مىخریم، فیلمى مىبینیم به دیدن نمایش مىرویم، آنهایى كه مسئله دارند مطرح مىكنند، این اتفاقات خیلى عادى رخ مىدهد. بعد از عمرى فعالیت فرهنگى به فكر راهاندازى حركتهاى فرهنگى غیردولتى نیستید؟ شاید از فعالیتهاى كلان خسته شده باشید. قصد راهاندازى یك سازمان غیردولتى براى آغاز فعالیت فرهنگى از پایین را ندارید؟ این كار خوبى است. این كارها را هم قبل انجام مىدادم هم حالا ممكن است مستقیم خودم انجام ندهم، در محل مساجد و كتابخانههایى هستند كه با واسطهیابى واسطه با آنها ارتباط دارم و اگر كارى از دستم بر بیاید انجام مىدهم. در طول دوران مسئولیت،چه اقدام مؤثرى براى حفظ میراث فرهنگى تهران بویژه منطقه محل سكونتتان انجام دادید؟ طرحى را تصویب كردیم كه در آن بنا شد محدوده بین خیابانهاى امامخمینی، سىتیر، فردوسى و كوشك مصرى به عنوان یك محدوده فرهنگى و تهران قدیم محافظت و به موزه تبدیل شود. مثلاً اداره پست تبدیل به موزه پست بشود. شهربانى تبدیل به موزه تاریخ. این خبر نویى است من این طرح را نه از این بابت كه بچه این محل بودم، كه براى حفظ تهران قدیم پیشنهاد دادم. طرح دیگرى هم طرح اتصال تالار وحدت به تئاتر شهر بود كه به دو حوزه فرهنگى تبدیل شوند. در طرح كلان قرار بود این نقاط به هم وصل شود و منطقه وسیعى را در برمىگیرد مثل بورس اوراق بهادار تهران، بانك مركزی، موزه جواهرات سلطنتی، مجلس شوراى ملى (سابق)، كتابخانه مجلس و كتابخانه حاج حسین آقاى ملك، حتى ساختمان قبلى كتابخانه ملى در این مجموعه واقع شده است. هدف كلى این طرح به نوعى بازسازى تهران قدیم بود. یكى دیگر از بناهاى این محدوده ساختمان روزنامه اطلاعات است كه قرار بود تبدیل به موزه مطبوعات شود و در طبقه بالاى آن همه خبرگزارىهاى جهان در آن دفتر نمایندگى داشته باشند به دلیل نزدیكى به مراكز قانونگذارى و دولتى محل خوبى بود كه متأسفانه به دلیل هزینههاى زیاد اجرا نشده. در مناطق مركز آنقدر خانه و عمارت قدیمى داریم انتخاب دو منطقه خاص سخت و مشكل نیست؟ اتفاقاً یكى از مشكلات ما این است كه بناهاى كهن چندانى نداریم، با آغاز دوره پهلوى سنت معمارى قاجار را از بین بردند، بنابراین قدیمىترین آثار این منطقه متعلق به دوران پهلوى اول است. جاهایى مثل منزل انیس الدوله خیلى كم است. منزل قبلى ما جز، همین خانههاى صد و پنجاه ساله بود كه البته اخیراً شهردارى در ساخت و سازهاى شهر آن را از بین برده. مرحوم شاه آبادی، مرحوم خوانسارى و هم ما آنجا زندگى كرده بودیم. بناى آن هم قدیمى بود و قابلیت موزه شدن داشت اما آن را خراب كردند و به جاى آن یك پاساژ لوكس ساختند. مىخواهم بگویم چنین بناهایى زیاد نیست چون در دوره پهلوى این بناها را بخصوص در مركز شهر از بین مىبردند تا سابقه و خاطره قاجاریه را از بین ببرند. این است كه بناهاى زیادى نداریم. قدیمىترین سینماى ایران در میدان حسنآباد واقع شده بود كه مىتوانست به موزه سینما تبدیل شود كه متأسفانه آن هم تخریب شد. منزل مرحوم آملى را هم مىشد حفظ كرد اما آنجا هم بازسازى شد. تصورم این است كه اگر بتوانیم حتى فعالیتهاى فرهنگى را به مركز شهر بكشانیم و اینجا را همچنان حفظ كنیم ـ همچنان كه در همه جاى دنیا مرسوم است ـ به درستى از فضاى كلى منطقه استفاده كردهایم. این سیاستى است كه نیاز به تصمیمگیرى كلان دارد و اگر همان بافت قدیمى تهران احیا شود و فعالیتهاى فرهنگى و تجارى به هم پیوند بخورد . محل سكونتتان چه تغییرات فرهنگى و اجتماعى در دو مقطع قبل و بعد از انقلاب داشته است؟ چندان جاى مقایسه ندارد. آن زمان مساجد این محله مساجد پرشورى بود، مرحوم كافى مهدیه را اینجا ساخت و مهدیهسازى را در شهرهاى دیگر شروع كرد. تعلقات دینى مردم این منطقه بالا بود، مساجد آن شلوغ بود الان صورت مسئله عوض شده است. آن موقع تنها پایگاه بچه مسلمانها مسجد بود و پایگاههاى دیگر بىارزش. الان نه. بچه مسلمانها سینما مىروند، فیلم مىسازند. نمىشود مقایسه كرد. آن وقت كى از این خبرها بود؟ سالهاى 56 و 57 ما مىخواستیم فیلم بسازیم، چه مقدماتى مىخواست! به نظرم مقایسه صریح سخت است. قطعاً حالا بهتر است. كتابى در دست تألیف دارید؟ یك كارهایى هست كه اگر به نتیجه برسد.. چه چیزهایی؟ همانهایى كه شما به آن اشاره كردید یعنى تجربیاتتان؟ كمى مدونتر چند كتاب تألیف كردهاید؟ چهار پنج تایى هست. كمى از موزه قرآن بگویید. الحمدالله یكى از ظرفیتهاى منطقه همین موزه است كه اقتضاى سنت و تاریخ آن است ایده آن از حدود ده سال پیش مطرح شد. آن سالها به آقاى هاشمى رفسنجانى عرض كردم، ایشان هم همراهى كردند و موافقت در ماه رمضان امسال افتتاح شد. اینجا به لحاظ معنوى جز بناهاى نادر است و دقتها و ظرافتهاى زیادى در آن رعایت شده است. سه طبقه زیرزمین بنا شده. فكر نمىكنید این موزه توجهات امنیتى زیادى دارد و مردم براحتى نمىتوانند از آن استفاده كنند. بله این مسائل را دارد. امیدواریم باكمك دستگاههاى امینتى این مسائل به حداقل برسد.